گروتسک و ریشه ها
و پیوند آن با درام ابزورد .
با سلام خدمت دوستان خوب و محترم و بازدید کنندگان این وبلاگ .امیدوارم هفته خوبی را سپری کرده باشید و به انتظار مطالب جدید این وبلاگ بوده باشید . تصمیم دارم هفته ای دو با تجدید مطلب کنم چرا که مطالب و
نوشته هایی که آماده کرده ام بسیار زیاد شده اند و بهتر است به جای دریغ کردن و شما را در انتظارگذاشتن مطالب را تقدیم حضورتان کنم .
این پست همان طور که از عنوانش پیداست در باره عنصری بسیار مهم در پیشبرد درام مدرن و ابزورد است. و در واقع یکی از ستون های محکم و استوار آن می باشد . ( گروتسک ) صنعتی ادبی – هنری که ریشه های
بسیار کهن و پریمیتیوی دراد . ریشه های آن به دوران غار نشینی و نوشته ها و نقاشی هایش غار نشینی و سنگ نویسی را به یاد آدم می آورد . دوره ای که انسان برای شکار و طلسم حیوان مورد نظرش تصویر آن را برروی دیواره های غار می کشید و در مثابل آن تیر ها و سنگ های شکارش را پرتاب می کرد تا در واقع بتواند این حیوان را در عالم واقع به خوبی تسخیر و مسخ خویش کند . نقاشی هایی که امروزه در غارهای ایتالیا و فرانسه کشف شده اند . گروتسک واژه ای ایتالیایی الاصل با ریشه ای مادرزاد ایتالیایی است و از صنعت وهنر کاریکاتور وارد دنیای ادبیات شده است . پس از نقاشی های دوره غار نشینی گروتسک وارد مرحله جدیدی از دوران حیات خود شد . بله . نقاشی هایی در دوره قرون وسطی که شکنجه و مراسم های وحشتناک اعدا م و مجازات های آنچنانی را به تصویر کشیده اند . انسان های مجرمی را که بر نیزه کرده و تا عرش آسمان برده اند تا به حدی که تن و بدنشان به خورشید خورده و در جهنمی سوزان گرفتار آمده اند و فرشته های مطرودو سقوط کرده نیز دورو بر آنها می پلکند و چرخ می زنند و ایشان را عذاب میدهند . از طرفی این نقاشی ها طنز و مسخرگی و خنده را به ارمغان می اورند و از طرف دیگر رعب و وحشت را یاد آور می شوند و همین دو گانه بودن است که گروتسک را می سازد و به وجود می آورد . در مراحل بعدی گروتسک وارد دوران دیگری شده که حال و هوایی مدرن تر دارد . کاریکارتو و نقاشی طنزگونه ای که این صنعت را در خود کاملتر می کند برای
گروتسگ اعتباری جدیدتر می آفریند . دست و پاهای غیر طبیعی و خطوط عجیبی که عیب و نقص صورت را به شکل مضحک و چندش آوری نشان می دهد .
بالاخره در دنیای ادبیات در دوره شکوفایی درام مدرن و کمی پس ازنمایشنامه های ( ایبسن ) نیز گروتسک وارد آخرین مرحله از کمال خود می شود و با ادبیات مدرن است که این صنعت معنای کاملا تازه ای به خود می گیرد و هویتش از آنچه که بود تغییری صد و هشتاد درجه می یابد . در نخستین آثاری که می توانیم این صنعت ادبی مهم را بیابیم می توان از نمایشنامه های ( آلفرد ژاری و گیوم آپولینر ) نیز نام برد . ( شاه اوبو ) اثر آلفرد ژاری و ( پستانهای تیرزیاس ) اثر ( گیوم آپولینر ) نخستین آثاری هستند که ازگروتسک بهره برده اند و گروتسک را وارد ادبیات نموده اند . نمایشنامه شاه اوبو نمایشنامه ای کاملا متفاوت با دیگر نمایشنامه هایی است که در آن دوران وجود داشته است . در این اثر با پادشاه شکم باره ای برهنه با پستانکی در دهان روبرو می شویم که اگر به دستورات و خواسته هایش رسیدگی نشود همچون بچه ای سه ساله شروع به نق و نوق و گریه و زاری می کند! این پادشاه که اوبو نام دارد از شیر مادش می خورد و مادرش زن جوانی استکه
پس از گذشت پنجاه سال از گذشت عمر شاه اوبو پسرش هنوز جوان مانده و تغییری در سنش حاصل نیامده است ! و در واقع این نمایشنامه که خط داستانی آنچنانی هم ندارد نخستین نمایشنامه ابزورد به شمار می رود که بنا به دلایلی ارزش و اعتبار چندانی به آن گذارده نشده است . و اما نمایشنامه پستانهای تیرزیاس که راه گشای مکتب سوررئالیسم است ( به طوری که گفته شده نخستین بار واژه سوررئالیسم در این درام نیز آورده شده ) اثر گیوم آپولینر است که از گرونسک به خوبی استفاده نموده است . این نمایشنامه به دورا نی نیز اشاره دارد که فرانسه دستخوش تحولات منفی رشد و جمعیت ناشی از جنگ جهانی اول بود و جمعیتش روز به روز رو به کاهش و کمبود می رفت . در داستان این نمایشنامه تیرزیاس پیشگو با زنی ازدواج می کند و خود مسئولیت زاییدن فرزندانش را به عهده می گیرد و از یک شکم هزاران فرزند به دنیا می آورد و پس از این که کار زاییدن فرزندان به اتمام میرسد پستانهای همسرش آنقدر باد می شود که همچون بالن در می آیندوبه آسمان می روند !
گروتسک در معنای امروزی اش آشتی دادن دو جریان فکری متضاد است که دو یا چند حالت را همزمان ارائه داده و دچار چندگانگی فکری می گردد . مثلا اگر به رمان ( مسخ ) اثر ( فرانتس کافکا ) بنگریم خواهیم دید که گروتسک چگونه عمل می کند . در جمله نخست این رمان می خوانیم : " یک روز صبح همین که گره گوار سامسا از خوابهای آشفته برخاست دید که در رختخواب خود به حشره تمام عیار عجیبی مبدل شده است "
این جمله در عین سادگی و باور پذیری بسیار خنده دار و مضحک است . نسانی که در رختخواب خود چشم باز می کند و خود را حشره چندش آوری می یابد که پشت زره مانند گمبدی شکلش مانع از غلت زدن اوبروی
پهلو می شود ! ولی از طرفی این وضعیت جدای خنده دار بودنش وضعیتی هولناک و بسیار ترسناک است به طوری که اگر خود را در آن حالت فرض کنیم دلمان از جا کنده می شود ! این وضعیت نا بهنجار و غیر عادی
هم باعث خنده شده و هم ترس و چندش . پس به همین خاطر چند جریان فکری متضاد را با هم پیوند میدهد و هیچ کدام را بر دیگری برتری نمی نهد .
اگر به ادبیات مدرن نگاهی بیاندازیم با آثار بی شماری روبرو می شویم که از این صنعت ادبی استفاده کرداند اما بیشترین سهم را ( مکتب ابزورد ) دارد و اگر به تمامی آثار این مکتب نگاه کنیم بدون استثناء با انواع دیگر گروتسک آشنا می شویم . من چند اثر را که شاهکار هایی در این حیطه به شمار می روند را نام می برم تا به خوبی این قضیه روشن گردد .
1 – در انتظار گودو
در این اثر لحظاتی کمیک و گروتسک وجود دارد . مثلا در آن بخشی که لاکی شروع به رقصیدن و آن نطق طولانی خود می شود و باعث می شود بین هر چهار نفرشان دعوایی سخت سر بگیرد و هر چهار نفربروی یکدیگر بیفتند و گلاویز شوند . تین صحنه وضعیتی مضحک و در عین حال عصبی کننده را در درون خود القا می کند. یا صحنه تعویض کلاه ها و خوردن استخوان های مرغ پوتزو توسط استراگون . . .
2 – کرگدن
در این شاه کار اثر اوژن یونسکو با صحنه های بسیار جالبی روبرو هستیم . کرگدن شدن انسانها !!! در عین مضحک بودن ولی جای تعجب و بسی شگفتی است و در نگرشی عمیق به این مسئله می رسیم که چه وحشتناک و هولن انگیز است دچار شدن بدین وضع !
البته آثار فراوانی را می توان مثال زد که در این مجال نمی گنجد و در پست های آینده نیز بدین آثار بیشتر می گردد.
|
+| نوشته شده توسط آرش وزیری سلطان ابزورد!!! در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 11:22 بعد از ظهر
|